کمی دیرتر | کوتاه نوشت های مذهبی، مهدوی

کوتاه نوشت های مذهبی مهدوی

کمی دیرتر | کوتاه نوشت های مذهبی، مهدوی

کوتاه نوشت های مذهبی مهدوی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ماییم و نوای بی نوایی» ثبت شده است

تو تاکسی نشسته بودم، شب بود

ماشینا و ادما یجوری بودن، انگار خستن، بی روح، ولی پر عجله، کجا میرفتن با این شتاب، نمیدونم، وقتی گیر کردیم پشت ترافیک میدیدم که چقدر زود عصبی میشدن، واقعا چی اونا رو انقدر زود از کوره به در میکرد، خط واحدی با مسافرای خستش رو افکارم خط کشید...