کمی دیرتر | کوتاه نوشت های مذهبی، مهدوی

کوتاه نوشت های مذهبی مهدوی

کمی دیرتر | کوتاه نوشت های مذهبی، مهدوی

کوتاه نوشت های مذهبی مهدوی

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۲ ثبت شده است



نام ما را ننویسید، بخوانید فقط

سر این سفره گدا را بنشانید فقط

آمدم در بزنم، در نزنم می میرم
من اگر در زدم این بار نرانید فقط

میهمان منتظر دیدن صاحب خانه ست
چند لحظه بغل سفره بمانید فقط

کم کنید از سر من شرّ خودم را، یعنی
فقط از دست گناهم برهانید... فقط

حُرّم و چکمه سر شانه ام انداخته ام
مادرم را به عزایم ننشانید فقط

صبح محشر به جهنم ببریدم اما
پیش انظار گنهکار نخوانید فقط

پیش زهرا نگذارید خجالت بکشیم
گوشه ای دامن ما را بتکانید فقط

حقمان است ولی جان اباعبدالله
محضر فاطمه ما را نکشانید فقط

سمت آتش ببری یا نبری خود دانی
من دلم سوخته، گفتم که بدانید فقط

گر بنا نیست ببخشید، نبخشید اما
دست ما را به محرم برسانید فقط




کاش در خلوتم امشب تو فقط بودی ومن


آگه از این دل پر تب،تو فقط بودی و من

کاش هنگام دعا لب زمیان بر می خواست

بی میانجیگری لب، تو فقط بودی و من

روزها کاش نبودند و همه دم شب بود

شب بی اختر و کوکب، تو فقط بودی ومن

فاش گویم غم دل کاش خدایا دائم

من بدم از تو لبالب،تو فقط بودی ومن

واژه در مطلب دل واسطه خوبی نیست

کاش بی واژه و مطلب،تو فقط بودی ومن

واژه نامحرم و دل هرزه و لب بیگانه است

کاش بی واسطه هر شب،تو فقط بودی ومن

کاش حتی دو ملک را، زبرم می بردی

در حرمخانه ام امشب، تو فقط بودی ومن

من هم از سینه، دل هرزه برون می کردم

این دل صد دله یارب، تو فقط بودی ومن

شاید نوشتند که ما هم کسی شویم...



التماس دعا