کمی دیرتر | کوتاه نوشت های مذهبی، مهدوی

کوتاه نوشت های مذهبی مهدوی

کمی دیرتر | کوتاه نوشت های مذهبی، مهدوی

کوتاه نوشت های مذهبی مهدوی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیوار به آیینه» ثبت شده است

از شوق تماشای شب چشم تو سرشار

 آیینه به دست آمده ام بر سر بازار

 

 هر غنچه به چشم من دلتنگ جز این نیست

 یادآوری خاطره ی بوسه ی دیدار

 

 روزی که شکست آینه با گریه چه می گفت؟

 دیوار به آیینه و آیینه به دیوار!

 

کشتم دل خود را که نبینم دگری را

یک لحظه عزادارم و یک عمر وفادار

 

چون رود که مجبور به پیمودن خویش است

 آزاد و گرفتارم – آزاد و گرفتار

 

ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد

 برخیز فدای سرت، انگار نه انگار

 

تا لحظه ی بوسیدن او فاصله ای نیست

 ای مرگ به قدر نفسی دست نگه دار

 

 فاضل نظری، آن ها